نمیدونم
دیروز روز من نبود وقتی فکر می کنم می بینم خیلی روزا،روز من نبوده و گاهی الکی سعی کردم روزمو بسازم
امروز صبحش خوب بود تلاش نمی کنم برا خوب موندنش
تا چه پیش آید
من خیلی خودمو محاکمه کردم بابت زندگی های کرده ونکرده ام
داشتم باخودم فکر می کردم چطور میشه یه نفر رمان صد سال تنهایی رو خونده باشه ولی احمقانه رفتار بکنه؟؟
بعدش یادم اومد که ادما زیادی ، خودشون رو جدی میگیرن
منم یه آدمم مثل بقیه ادما و خب طبیعیه که منم احمق باشم چون آدمم
دیروز با دخترم که حرف میزدم درمورد خیلی چیزا ازم سوال پرسید
در جواب همشون میگفتم نمیدونم
اخر سر کلافه شد گفت پس من چیکار کنم؟
گفتم خودتو دوس داشته باش با خودت مهربون باش و مواظب خودت باش
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۳ ساعت 11:12 توسط دختر رَز
|